لک

وقتی میگوییم دلمان برای فلان چیز لک زده دو جور میشود برداشت کرد اول برای آن چیزهایی که قبلا داشته ایم و الان  نداریم و دو برای چیزی که هیچگاه نداشته ایم! با اینکه اولی معروفتر است ولی چون آش دهن سوزی نیست و چه معنی دارد مرد گنده دلش برای خواب در بغل بابا لک بزند میروم سراغ دومی!

دلم برای بیداری لک زده است! و الا خرس درونم یک روزی مرا بدبخت میکند

دلم برای پرواز با کایت لک زده است! از نقطه ای آنقدر بلند که دو روز طول بکشد تا به زمین برسم

دلم برای سفر به لبنان لک زده است! اگر با بچه ها هم برویم چه بهتر، فقط با آنها یواشکی باید آرم حزب الله را تتو کنم، بدآموزی دارد!

هست میروند شبانه روز در یک جای دنج کار تحقیقاتی میکنند و کتاب مینویسند؛ دلم برای آن هم لک زده

اینکه یک هیئتی داشته باشیم که شهر در آن جا بشود که معرکه است

دلم برای بهشت هم لک زده است! دنیا رو با همه خوب و بدش، با همه...

بچه هم نداشته ام تا حالا




منبع این نوشته : منبع