علیرضا؛ شماره نخست

"خراب رفاقتیم رفیق!!!"

خدا بده برکت علیرضا هایی که دور و بر ماست. یعنی ده تا علیرضا هم بنویسم هر کدام یک معنی میدهد اما علیرضای ما تک است بقیه را همه به فامیل خواهید شناخت الا علیرضا که صید خوب پدر بود! اولین بار در یک عروسی دیدمش که اولش هم خجالت می کشید و نمی آمد اما وقتی آمد یک گلوله انرژی بود و کماکان هست که اجتماعی به نظر می آمد. همین که نشست شد سوژه میز یا از شاهکارهایش میگفت یا از شاهکارهایش میگفتند تصور کنید بمبی با توان تخریب نامحدود در یک خانه با پسرعمویش باشد یقینا آن دو کشتی گیر قهاری خواهند شد که در و شیشه ها را میشکنند مثل امشب که در زمین فوتبال میروم علیرضا را بگیرم که توپ سانتر شده را گل نکند جلوی چشم همه زیر یه خم ما را میگیرد و پهن زمین میکند و داور هم که خیر سرش داور فوتبال است به او امتیاز میدهد!!! خب علیرضا مسئول کانون هستی که هستی این کشتی کج گرفتنت چیه؟! همان شب در سخت ترین حالتی که بر علیرضا می گذشت و تمام غریبگی که در عروسی داشت دو پرس غذا زد و دو عدد شانی داور هم که خیر سرش داور کشتی است  گزارشگر شده بود:ماشالا پهلوان! خداقوت دلاور! یه پرس دیگه بدم!


منبع این نوشته : منبع
علیرضا ,داور ,کشتی